مدیریت به مفهوم کلی آن به معنای نظارت بر فعالیت های یک سازمان و پیشبرد فعالیت های آن در مسیری است که در نهایت هدفی به خصوص محقق شود. این سازمان ممکن است یک شرکت تجاری باشد و یا آن که یکی از بدنه های دولتی. مدیریت شامل فعالیت هایی می شود که از جمله مهمترین آن ها می توان به طرح ریزی برنامه ای به خصوص برای ادامه فعالیت های یک سازمان، و هماهنگ کردن فعالیت های کارکنان برای دست یابی به اهداف سازمان، به وسیله به کار گرفتن منابعی که در دسترس هستند اشاره کرد. از جلمه این منابع می توان به منابع مالی، طبیعی، وابسته به تکنولوژی و نیروی کار انسانی اشاره کرد. البته این نکته را هم باید عنوان کرد که علاوه بر رشته مدیریت، واژه مدیر برای نام بردن از شخصی که مدیر مسئول سازمانی به خصوص هست هم استفاده می شود.

محققان رشته های علوم اجتماعی مدیریت را به عنوان یک رشته دانشگاهی دنبال می کنند و درباره حوزه های مختلفی چون سازمان های اجتماعی و تیم مدیریتی سازمان های گوناگون تحقیقاتی را انجام می دهند. برخی دیگر از افراد مدیریت را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کرده و برای کسب تخصص در آن وارد دانشگاه ها می شوند؛ از جمله رشته های مرتبط با مدیریتی که افراد قادر به تحصیل در آن خواهند بود می توان به بازرگانی و مدیریت بازرگانی اشاره کرد. البته اگر کسی قصد داشته باشد صرفا در حوزه مدیریت تخصص پیدا کرده و تحقیقات و مطالعات خود را معطوف به آن کند باید در همان رشته مدیریت ادامه تحصیل داده و مدرک دکترای آن را به دست آورد. البته دکترای مدیریت بازرگانی هم تا حدود بسیار زیادی می تواند در این امر کمک رسان افراد باشد.

سازمان های نسبتا بزرگتر معمولا برای تیم مدیریتی خود سه سطح متفاوت در نظر می گیرند که به این شرح هستند:

  • مدیران ارشد: از جمله این مدیران می توان به اعضای هیئت مدیره سازمان، و نیز مدیر مسئول آن اشاره کرد. برنامه های طرح ریزی شده برای دستیابی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت سازمان توسط این افراد پایه ریزی می شود و علاوه بر آن تصمیم این مسئله که به طور کلی فعالیت های سازمان معطوف به چه جهتی باشد هم به عهده مدیران ارشد سازمان است. مدیران ارشد اغلب افرادی با تجربه و تخصص هستند و مسیر فعالیت مدیران میانی را مشخص می کنند. مدیران میانی موظفند به طور مستقیم یا غیر مستقیم طبق روند زمانی مشخصی گزارشاتی برای مدیران ارشد ارسال کنند،
  • مدیران میانی: از جمله این افراد می توان به مدیران و سرپرستان شعبه ها و بخش های مختلف یک سازمان به خصوص اشاره کرد. این افراد مسیر فعالیت مدیران عالی (سطح سوم مدیران) را برایشان مشخص کنند. وظیفه دیگر مدیران میانی این است که برنامه ریزی ها و اهداف مشخص شده توسط مدیران ارشد را به مدیران عالی منتقل کنند،
  • مدیران عالی: از جمله این افراد می توان به سرپرست ها (یا سوپروایزرها) اشاره کرد که به طور کلی ناظر بر فعالیت های کارکنان هستند و مسیر فعالیت آن ها را با توجه به دستوراتی که از مدیران عالی رتبه تر دریافت کرده اند مشخص می کنند.

در سازمان های کوچکتر البته شرایط به گونه ای دیگر است و احتمال آن می رود که یک مدیر مسئول به تنهایی از قدرت بیشتری برخوردار بوده و تقریبا تمامی وظایف یاد شده در سه سطح مدیریتی بالا را خود به عهده بگیرد.

 

سرفصل های این پست:

 

 

تعاریف ارائه شده از مدیریت

از جمله مهمترین تعریف هایی که از مدیریت ارائه شده است می توان به این موارد اشاره کرد:

  • تعریف هنری فایول: مدیریت عبارت است از پیش بینی کردن و برنامه ریزی کردن؛ سازمان دهی کردن و هدایت کردن؛ هماهنگ کردن و کنترل کردن،
  • تعریف فردموند مالیک: عبارت است از توانایی فرد در تبدیل کردن منابع به محصولات کارآمد؛ فردموند بر این باور است که مدیریت هم در کنار عوامل دیگری چون ابزارآلات، مواد و مصالح، و سرمایه در اختیار سازمان، باید به عنوان عاملی مهم برای پیشبرد فعالیت های خط تولید شناخته شود،
  • پیتر دراکر (تولد: 1909، مرگ: 2005)؛ به باور پیتر دراکر اساس مدیریت بر دو پایه استوار است: بازاریابی و خلاقیت. با این وجود، می توان گفت که خلاقیت هم به گونه ای در ارتباط با بازاریابی قرار می گیرد. پیتر دراکر به مراتب اهمیت بیشتری برای بازاریابی قائل بود تا مدیریت و بنا به گفته های او یکی از کلیدی ترین عوامل موفقیت هر سازمان و کسب و کاری، بازاریابی است، اما مدیریت و بازاریابی در حال حاضر به عنوان دو تخصص و حرفه جدا از هم شناخته می شوند.

 

تئوری مدیریت

در رشته مدیریت افراد متخصص آموزش می بینند تا با با مشخص کردن اهداف، شیوه رسیدن به این اهداف، قوانین و چگونگی به کار گرفتن نیروی انسانی بتوانند کسب و کاری به خصوص را به موفقیت برسانند. اگر کمی حوزه مرتبط با مدیریت را محدودتر کنیم و نگاهی چنینی به آن داشته باشیم، باید عنوان کنیم که مدیریت تنها محدود به کسب و کار شرکت یا سازمانی به خصوص نمی شود و به طور کلی تخصصی است بسیار مهم که برای بهبود شرایط زندگی افراد و روابط میان افراد کارآمد خواهد بود. بنابر این می توان گفت که مدیریت حوزه های گسترده تری را شامل شده و کاربردهای به مراتب بیشتری دارد. طرح برنامه ریزی، سنجیدن عوامل گوناگون، ابزارهای ایجاد انگیزه روانی، در نظر گرفتن اهداف، سنجیدن مقیاس های اقتصادی (سود و ...) از جمله تئوری های مهمی هستند که در بحث های مدیریتی مطرح می شوند که البته بسته به شرایط کاری سازمانی به خصوص ممکن است تعداد متفاوتی از آن ها به کار گرفته شود.

البته تئوری های دیگری هم در بحث های مدیریتی مطرح شده است که از آن جمله می توان به کارکردهای مدیریتی ذکر شده توسط هنری فایول اشاره کرد که عبارتند از پیش بینی کردن، طرح برنامه ریزی، سازمان دهی کردن، مدیریت کردن، هماهنگ کردن و در نهایت کنترل کردن.

 

ماهیت کاری افراد متخصص در رشته مدیریت

در سازمانی که به منظور سودآوری فعالیت می کند، مهمترین وظیفه فرد متخصص در رشته مدیریت این است که تعداد مشخصی از سهام داران را راضی نگه دارد. این راضی نگه داشتن سهام داران خود به واسطه فعالیت های دیگری محقق می شود که عبارتند از سودآوری کردن برای سهام داران، ساخت و تولید محصولاتی ارزشمند با قیمتی منطقی برای مشتریان، و نیز ایجاد موقعیت های شغلی برای نیروی کاری. البته در سازمان هایی که صرفا به منظور سودآوری فعالیت ندارند وضعیت تقریبا به گونه ای دیگر است و فرد متخصص در رشته مدیریت علاوه بر برخی از موارد یاد شده باید اعتماد خیرین سرمایه گذار در سازمان را به خود جلب کند. این نکته را هم باید عنوان کرد که شیوه کار در بیشتر سازمان های دولتی و غیر دولتی به این گونه است که سهام داران ابتدا با رأی خود افرادی را به عنوان هیئت مدیره انتخاب کرده و سپس این افراد انتخاب شده اقدام به منصوب کردن مدیران ارشد سازمان می کنند.

 

تاریخچه ای مختصر از مدیریت

بسیاری بر این باورند که مدیریت مفهومی تقریبا مدرن و امروزی است و در جوامع تاریخ بشری چندان جایگاهی نداشته است. با اتکا به این نظریه نمی توان گذشته چندان دوری برای مدیریت متصور شد. با این حال هستند کسانی هم که بر این باورند که تجار سومری های باستان و نیز مسئولان ساخت اهرام مصر، افکاری داشته اند که امکان جای دادنشان در حوزه مدیریت تا حدودی وجود دارد. در طول قرن های گذشته تاریخ بشری برده دارانی بوده اند که باید به گونه ای نیروی کار وابسته، اما نه چندان متمایل به کار خود را مجبور به انجام فعالیتی به خصوص کنند، اما دیگر کسب و کارهای پیش از دوران صنعتی شدن فعالیت های بشری معمولا با چنین مسائلی دست و پنجه نرم نمی کردند و به همین خاطر مشکلی از حیث مدیریت نداشتند (چراکه حوزه کاریشان چندان گسترده نبود).

صرف نظر از مطالب یاد شده در طول تاریخ کسانی هم بوده اند که نظریه های مطرح شده در کتاب ها و آراء دیگرشان بی شباهت به مباحث امروزی مدیریت نبوده است. از این میان خالی از لطف نیست اگر اشاره ای به آراء ماکیاولی (این آراء مربوط به سال 1531 هستند) در این مورد داشته باشیم. قواعد مطرح شده توسط او به این شرح هستند:

  • ثبات و دوام کاری سازمان بیشتر می شود اگر کارکنان و اعضاء دیگر سازمان این حق را داشته باشند که اختلافات خود را بیان کرده و مسائل و مشکلات پیش آمد کرده میانشان را در خود سازمان حل کنند،
  • با وجود آن که یک فرد هم قادر به اداره کردن یک سازمان می باشد، بهتر آن است که تعداد مشخصی از افراد وظیفه اداره آن را به عهده بگیرند و در این صورت می توان امید بیشتری به ثبات و دوام سازمان داشت،
  • یک مدیر ضعیف می تواند دنباله روی یک مدیر قوی تر باشد و به این صورت قدرت سازمان حفظ خواهد شد، اما یک مدیر ضعیف دنباله روی مدیر ضعیف دیگری نخواهد بود،
  • مدیری که قصد دارد قواعد سازمانی تأسیس شده را تغییر دهد، حداقل باید به سایه ای از قوانین سازمان گذشته پایبند باشد.

در اواخر قرن بیستم مدیریت شکل تقریبا تازه ای به خود گرفت و متشکل از شاخه هایی شده بود که در محافل علمی درباره آن ها صحبت می شد و سعی بر آن بود تا با اتکا به این شاخه های رشته مدیریت افرادی متخصص برای کسب و کارهای گوناگون آموزش دهند. این شش شاخه رشته مدیریت عبارت بودند از:

  1. مدیریت مالی، 2. مدیریت منابع انسانی (یا نیروی کار)، 3. مدیریت فناوری اطلاعات (که مسئول مدیریت سامانه های اطلاعات هم بود)، 4. مدیریت بازاریابی، 5. مدیریت عملیاتی و مدیریت تولید، 6. مدیریت استراتژیک.

 

نکاتی درباره واژه به کار گرفته شده برای مدیریت

فعل انگلیسی manage (به معنای مدیریت کردن) از فعل ایتالیایی maneggiare (به معنای استفاده کردن، مخصوصا از ابزار یا اسب) گرفته شده است. این واژه ایتالیایی هم خود از دو کلمه لاتین manus (به معنای دست) و agere (به معنای عمل کردن) گرفته شده است.

 

سرفصل های رشته مدیریت

 

اساس رشته مدیریت

همانگونه که پیشتر از این هم عنوان شد، به باور فایول پنج عملکرد اساسی هستند که مدیریتی کارا به واسطه آن ها محقق می شود. در ادامه توضیحی درباره هریک از این پنج عملکرد عنوان خواهد شد:

  • طرح برنامه ریزی: در این بخش فرد متخصص در رشته مدیریت باید درکی کلی از آن چه باید در آینده محقق شود به دست آورده و بر اساس آن برنامه هایی برای پیشبرد فعالیت های سازمان طرح ریزی کند،
  • سازمان دهی کردن: در این بخش فرد متخصص باید از این مسئله کسب اطمینان کند که منابع انسانی و غیر انسانی در اختیار سازمان در جای مناسب قرار گرفته و وظیفه لازم به آن ها محول شده است،
  • هماهنگ کردن: در این بخش فرد متخصص باید ساختاری به وجود آورد که به واسطه آن امکان محقق شدن اهداف سازمان عملی شود،
  • اداره کردن (یا رهبری کردن): فرد متخصص در این بخش باید مشخص کند که در موقعیتی به خصوص چه تدابیری باید اندیشیده شود و افراد را برای عملی کردن آن رهبری کند،
  • کنترل کردن: فرد متخصص در این بخش باید پیشرفت حاصل شده را در مقایسه با برنامه ریزی هایی که پیش از آن طرح کرده است قرار داده و نتیجه را بررسی کند.

 

نقش های اساسی در مدیریت

به طور کلی نقش افراد متخصص در زمینه مدیریت به شکل زیر گروه بندی می شوند:

  • بین فردی: این گروه شامل افرادی می شود که وظیفه هماهنگ کردن با دیگر کارکنان سازمانی به خصوص را به عهده دارند،
  • اطلاعاتی: این گروه شامل افرادی می شود که سر و کارشان با اطلاعات مختلف است و وظایفی چون به اشتراک گذاری و تجزیه و تحلیل اطلاعات دارند،
  • تصمیم گیری: این گروه شامل افرادی می شود که وظیفه تصمیم گیری به آن ها محول می شود.

 

مهارت های مدیریتی

مهارت های مدیریتی به چند دسته تقسیم می شوند که مهمترین آن ها عبارتند از:

  • مهارت های سیاسی: این دسته از مهارت ها برای به وجود آوردن زیرساختی قابل اتکا برای سازمان و به وجود آوردن روابط مؤثر مورد استفاده قرار می گیرد،
  • مهارت های مفهومی: با استفاده از این مهارت ها موقعیت های پیچیده مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند،
  • مهارت های بین فردی: این دسته از مهارت ها برای برقراری ارتباط با کارکنان سایر بخش های سازمان و ایجاد انگیزه در آن ها مورد استفاده قرار می گیرد،
  • مهارت های رهبری: مرتبط با توانایی فرد برای مدیریت کردن یا رهبری کردن دیگر کارکنان و راهنمایی کردن افراد شاغل در بخش های گوناگون سازمان است،
  • مهارت های فنی: مرتبط با یک بخش فنی از سازمانی به خصوص و نظارت بر آن می شود،
  • مهارت های رفتاری: مرتبط با درک افراد متخصص در زمینه مدیریت از سایر کارکنان و افراد شاغل در سازمان است.

قیمت ترجمه مدیریت

انگلیسی به فارسی

تعداد صفحه تعداد لغت درصد تخفیف زمان تحویل قیمت هر صفحه (ریال)
طلایی
نقره ای
برنز
1 تا 9 صفحه 0 تا 2,250 لغت %25 0 تا 2 روز
178,500 ریال
83,250 ریال
32,812 ریال
10 تا 25 صفحه 2,250 تا 6,250 لغت %30 2 تا 6 روز
166,600 ریال
77,700 ریال
30,625 ریال
26 تا 50 صفحه 6,250 تا 12,500 لغت %35 6 تا 11 روز
154,700 ریال
72,150 ریال
28,438 ریال
51 تا 100 صفحه 12,500 تا 25,000 لغت %38 11 تا 18 روز
147,560 ریال
68,820 ریال
27,125 ریال
101 تا 200 صفحه 25,000 تا 50,000 لغت %42 18 تا 31 روز
138,040 ریال
64,380 ریال
25,375 ریال
201 تا 500 صفحه 50,000 تا 125,000 لغت %48 31 تا 69 روز
123,760 ریال
57,720 ریال
22,750 ریال
501 تا 1600 صفحه 125,000 تا 400,000 لغت %56 69 تا 203 روز
104,720 ریال
48,840 ریال
19,250 ریال

 

 

به کارگیری سیاست ها و طرح های برنامه ریزی شده

به کارگیری سیاست ها و طرح های برنامه ریزی شده پروسه های مختص به خود را دارد که در ادامه به ذکر این پروسه ها خواهیم پرداخت:

  • تمامی سیاست ها و طرح های برنامه ریزی شده توسط فرد (یا افراد) متخصص در زمینه مدیریت باید با سایر کارکنان و افراد شاغل در بخش مدیریت سازمان در میان گذاشته شده و راجع به آن ها صحبت شود،
  • مدیران باید درکی کلی از این مسئله پیدا کنند که کجا و به چه صورتی قادر به به کارگیری سیاست ها و طرح های برنامه ریزی شده خواهند بود،
  • برای هر دپارتمان به خصوص باید طرحی مشخص برای پیشبرد فعالیت هایشان برنامه ریزی شود،
  • تمامی سیاست ها و طرح های یک سازمان به خصوص باید طبق بازه زمانی مشخصی بازبینی شوند،
  • طرح هایی باید به عنوان طرح جایگزین در نظر گرفته شوند در صورت بروز اتفاقی پیش بینی نشده (مانند تغییر محیط کاری و مسائلی از این قبیل) به جای طرح های اصلی مورد استفاده قرار بگیرند،
  • مدیران ارشد سازمان ها باید طبق بازه زمانی مشخصی اقدام به ارزیابی پیشرفت های حاصل شده کنند،
  • کسب و کار هر سازمان در درجه اول به روحیه ای بالا و محیطی مساعد نیازمند است،
  • مأموریت ها، اهداف، نقاط ضعف و نقاط قدرت هر دپارتمان سازمانی به خصوص باید به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد تا به این وسیله بتوان نقش آن ها در دست یابی سازمان به اهدافش را مشخص کرده و در صورت نیاز اصلاحات لازم صورت بگیرند،
  • روش پیش بینی که به وسیله افراد متخصص در رشته مدیریت مورد استفاده قرار می گیرد می تواند درکی کلی از چگونگی وضعیت آینده یک سازمان به دست دهد و به همین خاطر از اهمیت بالایی برخوردار است،
  • یک واحد جداگانه و متشکل از افراد متخصص باید در هر سازمان در نظر گرفته شود که وظیفه کسب اطمینان از ثبات کافی طرح های برنامه ریزی شده را بر عهده داشته باشند و همچنین سیاست های وضع شده سازمان را با طرح ها مورد مقایسه قرار داده و از این که اهدافی مشترک را دنبال می کنند یا خیر، کسب آگاهی کنند.

 

مزایای در نظر گرفتن سیاست ها و طرح هایی به خصوص برای پیشبرد فعالیت های سازمان

اختصاص دادن بخشی از هزینه ها و زمان سازمان برای برنامه ریزی طرح هایی مشخص و وضع سیاست های کاری به وسیله افراد متخصص در رشته مدیریت برای سازمان ها مزایایی به همراه خواهد داشت که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: مدیران میانی و عالی شاغل در یک سازمان به خصوص درک بهتری از برنامه های آینده سازمان پیدا خواهند کرد و وظیفه هر دپارتمان موجود در یک سازمان به شکل دقیقتری مشخص خواهد شد؛ قالب کلی ای به وجود خواهد آمد که بر اساس آن می توان طرح ها و تصمیمات آتی را با آسودگی بیشتری برنامه ریزی کرد و گرفت؛ در نهایت با این گونه سیاست ها و طرح ها مدیران میانی و عالی هم قادر خواهند بود تا برنامه های خود را درباره طرح های کسب و کار سازمان مطرح کنند و در صورت کارآمد بودن هر کدام از این برنامه ها می توان آن را مورد استفاده قرار داد.

 

سطوح مختلف کاری افراد متخصص در رشته مدیریت

همانگونه که پیشتر از این هم عنوان شد بیشتر سازمان های بزرگ دارای سه سطح مدیریتی هستند که هر یک به طور جداگانه توسط افراد متخصص اداره می شود. مدیران ارشد، مدیران میانی، و مدیران عالی نام هایی است که برای این سه سطح در نظر گرفته شده است. افرادی که بر خطوط تولیدی نظارت دارند مدیران عالی هستند و پایین ترین سطح مدیریت متعلق به این دسته از افراد است و بر کار آن دسته از افرادی نظارت دارند که وظیفه شان تولید و ساخت محصولات سازمان است و در حیطه های مدیریتی اشتغال ندارند. سطح مدیران میانی متشکل از آن دسته از افرادی است که جایی بین مدیران عالی و مدیران ارشد قرار می گیرند. مدیران میانی معمولا فعالیت های مدیران عالی را مد نظر قرار می دهند و با نام هایی چون مسئول دپارتمان، مدیر پروژه، مدیر بخش و سایر القاب این چنینی از آن ها یاد می شود. سطح مدیران ارشد هم متشکل از آن دسته از افراد متخصص در رشته مدیریت است که مسئولیت سازمان به عنوان یک واحد کلی در نهایت با آن ها است و تصمیمات نهایی، اهداف، مأموریت های اصلی سازمان، احداث واحدهای تازه و دیگر مسائل این چنینی به وسیله آن ها اتخاذ می شود. رئیس هیئت مدیره، مدیر مسئول، معاون و سایر القاب این چنینی برای مدیران ارشد استفاده می شود.

این سطح بندی مدیران یکی از دستاوردهای علم مدیریت در حوزه ها دانشگاهی بوده است و اهداف گوناگون سازمان ها به این وسیله به شکلی تخصصی تر محقق می شود. در ادامه توضیحاتی مختصر درباره وظایف و فعالیت های افراد متخصص در هر یک از این سطوح مدیریتی عنوان خواهد شد:

 

مدیران ارشد

سطح مدیریتی مدیران ارشد شامل تمامی اعضای هیئت مدیره سازمانی به خصوص، به علاوه مدیر مسئول و دیگر مقامات عالی رتبه سازمان می شود. برخی از سازمان ها بسته به نیازهای تخصصی تر خود مدیران عالی رتبه ای برای بخش هایی چون بخش مالی سازمان یا بخش مرتبط با تکنولوژی هم در نظر می گیرند. افراد متخصص در رشته مدیریت که برای فعالیت در این سطح مدیریتی در نظر گرفته می شوند می بایست تمامی عملیات های سازمان را تحت نظر داشته و به طور کلی وظیفه اداره و کنترل سازمان در درجه اول به عهده این افراد است.

افرادی که به عنوان هیئت مدیره سازمانی به خصوص فعالیت می کنند بیشتر وظایفی در قبال سهام داران آن سازمان دارند و همانند سایر افراد مسئول کمتر با فعالیت های روزانه سازمان و چگونگی اداره و کنترل آن سر و کار دارند. البته باید عنوان کرد که فعالیت اعضای هیئت مدیره به مسائلی چون نوع سازمان (خصوصی یا دولتی)، گستره فعالیت های سازمان و فرهنگ آن مرتبط می شود و بسته به این مسائل ممکن است وظایف دیگری هم برای اعضای هیئت مدیره در نظر گرفته شود.

مترجم مدیریت

2,997 مترجم

خدیجه گ.

محمد ث.

آناهیتا ن.

حمیرا ف.

محمد ا.

بهاره ی.

سجاد ق.

 

 

مدیران میانی

این سطح مدیریتی شامل مدیران عمومی، مدیران شعب و مدیران دپارتمان های یک سازمان به خصوص می شود. این مدیران برای فعالیت های دپارتمان یا شعبه تحت نظارتشان مسئولیت هایی دارند و طبق بازه زمانی مشخصی باید گزارش هایی به مدیران ارشد ارائه کنند. افراد متخصص در زمینه مدیریتی که در این سطح مدیریتی فعالیت می کنند از اهمیت ویژه ای برخوردارند، چراکه نقش پلی ارتباطی میان مدیران ارشد و مدیران عالی دارند و یکی از ملزومات اساسی کارآمد بودن فعالیت های یک سازمان برقراری ارتباطی مؤثر میان مدیران سطوح مختلف است. از جمله مهمترین وظایف مدیران میانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • طراحی و استفاده مؤثر از گروه های کاری و سامانه های اطلاعاتی،
  • مشخص کردن و نظارت بر چگونگی کارکرد گروه های مختلف کاری،
  • شناسایی و حل کردن مشکلات پیش آمد کرده برای گروه های کاری،
  • طراحی و به کارگیری سامانه های تشویقی برای پشتیبانی فعالیت گروهی به هنگام انجام کار. همچنین یکی از وظایف مهم مدیران میانی کمک به مدیران ارشد برای اتخاذ تصمیم های مختلف است.

 

مدیران عالی

از جمله افراد حاضر در این سطح مدیریتی می توان به سرپرست ها (سوپروایزر)، و سردسته های گروه ها و بخش های مختلف اشاره کرد. تمرکز اصلی این افراد بر نظارت به فعالیت های کارکنان معمولی سازمان و راهنمایی کردن آن ها است. این افراد معمولا وظیفه دارند فعالیت های کارکنان را برایشان مشخص کنند و به هنگام انجام فعالیت های روزانه آن ها را راهنمایی کرده و بر کارشان نظارت داشته باشند. علاوه بر این مدیران عالی مسئول کیفیت و میزان کالا/خدمات تولید شده هستند و به هنگام فعالیت کارکنان پیشنهاداتی برای بهبود کار بهشان می دهند. دیگر نقش مدیران عالی این است که می توانند دغدغه های کارکنان را به گوش مدیران میانی برسانند. مدیران خط مقدم یا سطح اول هم در این سطح مدیریتی جای می گیرند که به عنوان الگوی کارکنان دیگر شناخته شده و بعضا حتی خود برخی از فعالیت های مربوط به کارکنان را هم انجام می دهند. برای نمونه در یک رستوران در ساعتی که بسیار شلوغ می شود ممکن است این مدیران اقدام به سرو کردن غذا برای مشتریان کنند. از جمله مهمترین نتایج حاصل شده از فعالیت های مدیران سطح اول می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آموزش دادن کارکنان جدید برای بهبود کارایی فعالیت ها،
  • داشتن نظارتی کلی بر روند پیشرفت فعالیت ها،
  • ایجاد انگیزه برای کارکنان معمولی،
  • دریافت بازخورد کارکنان و انتقال به مدیران میانی و راهنمایی کردن کارکنان.

در جدول زیر می توانید ترجمه مدیریت را به برخی زبان ها مشاهده کنید:

ترجمه مدیریت به زبان انگلیسی

management

ترجمه مدیریت به زبان فرانسوی

la gestion

ترجمه مدیریت به زبان روسی

управление

ترجمه مدیریت به زبان آلمانی

Verwaltung

ترجمه مدیریت به زبان ترکی

yönetim

 


ترجمه تخصصی با دسترسی به دیکشنری مدیریت اختصاصی و بهره گیری از تعداد بالای مترجمان متخصص در رشته مدیریت قابلیت ترجمه مقاله های مدیریت در بالاترین سطح را دارا می باشد.

کلمه معنی تخصصی در مدیریت
chairman در مدیریت رﺋﻴﺲ هیئت ﻣﺪﯾﺮﻩ 
economic strategy در مدیریت استراتژی اقتصادی 
liaison در مدیریت liaison  هماهنگ کننده، واسطه 
individual در مدیریت اﻧﻔﺮادﯼ 
machinery در مدیریت دﺳﺘﮕﺎﻩ 
market entrant در مدیریت نو رسیده به بازار 
factory supplies در مدیریت ﻣﻠﺰوﻣﺎت ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ 
performance appraisal system در مدیریت سیستم ارزیابی عملکرد 
foreign bill در مدیریت ﺣﻮاﻟﻪ ارزﯼ 
red tape در مدیریت ﮐﺎﻏﺬﺑﺎزﯼ 
synchronic decision در مدیریت ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﯼ همزﻣﺎن 
job enlargement در مدیریت ﮔﺴﺘﺮش ﺷﻐﻠﯽ 
flex time در مدیریت ﺳﻴﺴﺘﻢ زﻣﺎﻧﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﻌﻄﺎف 
task roles در مدیریت ﻧﻘﺶ ﮐﺎرﮔﺮا 
team biulding در مدیریت ﺗﻴﻢ ﺳﺎزﯼ 
total weighted score در مدیریت امتیاز وزنی کل 
marketing mix variables در مدیریت متغیر های آمیزه بازاریابی 
supply در مدیریت ﻋﺮﺿﻪ 
consumer در مدیریت مصرف کننده 
position در مدیریت موضع، موقعیت 
negative demand در مدیریت ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎن 
job family pay structure در مدیریت ساختار پرداخت گروه شغلی 
high - involvement model در مدیریت مدل مدیریت مشارکت بالا 
ultraviolet lithography در مدیریت لیتوگرافی ماورای بنفش 
discretional strategy در مدیریت مخارج احتیاطی 
storyboard در مدیریت اﻧﻴﻤﻴﺸﻦ 
social responsibility در مدیریت ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 
job description در مدیریت ﺷﺮح ﺷﻐﻞ 
pension در مدیریت ﺣﻘﻮق ﺑﺎزﻧﺸﺴﺘﮕﯽ 
took for granted در مدیریت مسلم فرض کردن 
entrepreneurship در مدیریت ﮐﺎر ﺁﻓﺮﯾﻨﯽ 
product development در مدیریت توسعه محصول 
note در مدیریت ﺳﻔﺘﻪ 
cold calling در مدیریت ﺗﻤﺎس ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ 
feedback در مدیریت باز خورد 
bin card در مدیریت کارت مشخصات کالا 
profit centers در مدیریت مراکز سود 
electronic commerce در مدیریت بازرگانی الکترونیکی 
to be در مدیریت هدف ﻣﻄﻠﻮب 
slove در مدیریت ﺣﻞ ﮐﺮدن 
need for achievement در مدیریت نیاز به شکوفایی 
social variables در مدیریت ﻣﺘﻐﻴﺮهاﯼ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ 
short term goal در مدیریت اهداف ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪت 
corrective control در مدیریت ﮐﻨﺘﺮل اﺻﻼح ﮐﻨﻨﺪﻩ 
planned change در مدیریت ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰﯼ ﺷﺪﻩ 
social policy در مدیریت سیاست اجتماعی 
nonprogramed decision در مدیریت ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰﯼ ﻧﺸﺪﻩ 
payment در مدیریت ﭘﺮداﺧﺖ 
market research در مدیریت ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺑﺎزار 
finance / accounting functions در مدیریت وظایف مالی / حسابداری 

تمامی معانی بالا بعلاوه بیشتر از 2900+ واژه اختصاصی مدیریت در دیکشنری مدیریت سایت ترجمه در دسترس است.